| 1387/03/27 | |
| عنوان | جزييات ثبت نام دانش آموزان در گفت وگو با فارس: |
جزييات ثبت نام دانش آموزان در گفت وگو با فارس: ثبت نام دانش آموزان در مدارس از اول تير آغاز مي شود شماره : 8703251100جزئيات ثبتنام دانشآموزان در گفتوگو با فارس: خبرگزاري فارس: مسئول ستاد نظارت بر ثبتنام سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران گفت: ثبتنام دانشآموزان از اول تير آغاز ميشود و دانشآموزان ميان پايه بدون حضور والدين ثبتنام ميشوند. حسين ميري در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: ستاد نظارت بر ثبتنام سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران ضمن صدور ابلاغ براي تمامي اعضا، اقدام به تشكيل جلسه ستاد كرده است و در آنجا راهكارهاي مختلف روشهاي بهينه ثبتنام و كم كردن مشكلات و دغدغه خانوادهها مورد بحث و بررسي قرار گرفت. وي ادامه داد: تصميماتي نيز اتخاذ شد كه منجر به صدور شيوهنامه ثبتنام شد. از سويي دستورالعمل ثبتنام نيز از سوي وزير آموزش و پرورش ابلاغ شده است كه آن را هم به اضافه موارد تصويبي ستاد در قالب بخشنامه نظارت بر ثبتنام به اضممام مشخصات 53 مدرسهاي كه در تابستان بايد مقاومسازي شوند به مناطق آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران ابلاغ شد. ميري اظهار داشت: در اين بخشنامه از مديران مناطق خواسته شده است كه نسبت به تشكيل ستاد ثبتنام در مناطق آموزش و پرورش شهرستانهاي اقدام كنند و برنامه بازديد از واحدهاي آموزشي تنظيم كنند. وي اضافه كرد: در اين بخشنامه آمده است كه به منظور رفع مشكلات احتمالي پيشآمده براي ثبتنام دانشآموزان مناطق مرزي ضمن تشكيل جلسات با مديران مناطق همجوار، نماينده تامالاختيار از يك منطقه در منطقه ديگر حضور داشته باشد تا با لحاظ ظرفيت موجود مدارس و وضعيت موجود، مشكلات ثبتنام را حل كنند. * بخشنامه حجاب و عفاف در خصوص پوشش دانشآموزان ابلاغ شد
مسئول ستاد نظارت بر ثبتنام سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران اضافه كرد: قيمت كتابها و بيمه نيز مشخص بوده و در معرض ديد عموم قرار ميگيرد. وي ادامه داد: براي اينكه خانوادهها درباره پرونده تحصيلي فرزندشان مشكلي نداشته باشند، تأكيد كرديم كه در اعلام نتايج امتحانات نهايت دقت صورت گيرد تا پرونده دانشآموزان هيچ مشكلي نداشته باشد و خانوادهها نخواهند رفت و آمدهاي بيمورد به مناطق و مدارس داشته باشند. ميري به بخشنامه حجاب و عفاف نيز اشاره كرد و افزود: امسال درخصوص طرح پوشش دانشآموزي تأكيد كرديم كه بخشنامه حجاب و عفاف كه از طرف امور بانوان سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران ابلاغ شده است، مورد توجه قرار گيرد. وي اضافه كرد: درباره دستورالعمل پايه اول ابتدايي، سنجش نوآموزان بدو ورود به دبستان و تكميل شناسنامه سلامت تأكيد شده است كه دقت لازم صورت گيرد.
* ثبتنام اتباع بيگانه فعلاً صورت نميگيرد
مسئول ستاد نظارت بر ثبتنام سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران گفت: ثبتنام اتباع بيگانه فعلاً صورت نميگيرد زيرا دستورالعمل آن هنوز ابلاغ نشده است. وي افزود: اطلاعيههاي ستاد نظارت بر ثبتنام كه حاوي شماره تلفنهاي كارشناسيها و ستاد مركزي به انضمام اطلاعيههاي مدارس شاهد، نمونه دولتي و غيرانتفاعي بايد در معرض ديد مراجعهكنندگان قرار گيرد.
* همه دانشآموزان و اولياي آنها آئيننامه انضباطي را بايد امضا كنند ميري ادامه داد: آئيننامه انضباطي بايد به امضاي اوليا رسانده شود. امسال در ستاد ثبتنام تصويب كرديم كه موارد انضباطي در 2 نسخه تنظيم شود و پس از امضا توسط دانشآموزان و ولي آنها، يك نسخه در پرونده و يك نسخه در دست اوليا خواهد بود. وي اظهار داشت: درباره طرح تجميع مدارس تأكيد كرديم به نحوي عمل شود كه نگراني خانوادهها را به دنبال نداشته باشد تا خداي ناكرده خانوادهها درباره اياب و ذهاب نگران نباشند.
* مدارس روزهاي دوشنبه و چهارشنبه نظارت ميشوند مسئول ستاد نظارت بر ثبتنام سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران گفت: آمديم يك بخشنامه را به كميته مستندسازي فرستاديم و به زودي به مناطق ارسال ميشود كه در آن بازديد، 43 كارشناس سازمان با برنامه زمانبندي در دوشنبه و چهارشنبهها در تير و مرداد به مناطق و مدارس ميروند و فرمهاي نظارت را تكميل ميكنند. وي افزود: فرمهاي نظارتي مدارس عادي، استعدادهاي درخشان، شاهد و مدارس غيرانتفاعي متفاوت است.ميري به شماره تلفنهاي ستاد نظارت بر ثبتنام اشاره كرد و گفت: شماره تلفن ستاد مركزي نظارت بر ثبتنام آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران 55051355، 55051437 و 55058088 است. شماره تلفن گويا نيز55051391 است. پيامك سازمان نيز 30007619 و سايت اينترنتي سازمان www.teo.ir است. وي ادامه داد: بنا بر دستورالعمل ثبتنام وزارت آموزش و پرورش، دانشآموزان ميان پايه بدون حضور اوليا در مدرسه ثبتنام ميشوند.
* مدارس بايد ظرفيتي را نيز براي ثبتنام شهريور دانشآموزان در نظر گيرند مسئول ستاد نظارت بر ثبتنام سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران گفت: مدارس نبايد همه ظرفيت خود را تكميل كرده و بايد ظرفيتي نيز براي شهريور در نظر گرفته شود. | |
| تصاوير ضميمه | |
![]() | |
| 1387/03/23 | |
| عنوان | اعتدال: از ابتداي سال تحصيلي جديد آموزش10 جزء اول |
اعتدال: از ابتداي سال تحصيلي جديد آموزش10 جزء اول قرآن در پايه اول راهنمايي مدارس کشور آموزش10 جزء اول قرآن در پايه اول راهنمايي مدارس كشور از ابتداي سال تحصيلي جديد 10 جزء اول مصحف شريف(قرآن) همراه با كتاب كار قرآن در پايه اول راهنمايي در مدارس كشور آموزش داده مي شود. "رضا نباتي" كارشناس قرآن دفتر برنامه ريزي و تاليف كتب درسي وزارت آموزش و پرورش، در گفت و گو با خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: بر اساس اين طرح از سال تحصيلي جديد، 10 جزء اول قرآن كريم براي پايه اول راهنمايي، در سال تحصيلي آينده 10 جزء دوم قرآن براي پايه دوم راهنمايي و در سال تحصيلي 89 نيز 10 جزء سوم قرآن براي پايه سوم راهنمايي به دانش آموزان آموزش داده خواهد شد. وي افزود: اين طرح به پيشنهاد مقام معظم رهبري ــ كه در سال هاي گذشته به آن اشاره كرده بودند ــ مورد تصويب قرار گرفته و در كنار مصحف شريف، كتاب كار قرآني نيز مشتمل بر پيام هاي قرآني، مفاهيم قرآني، قصه ها و اطلاعات قرآني به دانش آموزان مقطع راهنمايي تدريس مي شود. نباتي اظهار كرد: هدف از ارايه مصحف كامل در طول دوره سه ساله راهنمايي به دانش آموزان اين است كه كتاب درسي مهارت كاملي در خواندن قرآن كريم براي دانش آموزان ايجاد نمي كرد و خود قرآن كريم شرايط عادي دارد و باعث مي شود دانش آموزان در مواجهه با آن ارزش و جايگاه معنوي خاص قرآن را درك كنند. كارشناس قرآن وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اين كه در طول اجراي اين طرح دانش آموزان يك قرآن كامل دريافت مي كنند، تصريح كرد: اين طرح باعث مي شود دانش آموزان با قرآن انس بيشتري پيدا كنند و مصحف شريف طوري طراحي و چاپ شده كه گرايش سنين دوره راهنمايي را به همراه داشته باشد.وي در پايان گفت: 10 جزء اول قرآن كريم در مركز طبع و نشر قرآن كريم ايران به چاپ رسيده است كه در آن نزديك ترين خط به فارسي به كار رفته و از سوي ديگر سادگي و دارابودن ويژگي هاي جذاب باعث مي شود تا دانش آموزان ارتباط خوبي با اين كتاب برقرار كنند | |
درسهایی از فاطمه علیهاالسلام

فاطمه علیهاالسلام آن بانوی بزرگ ما شهید شد و نه تنها شیعیان جهان، بلكه همه دوستان و آزادمنشان را عزادار ساخت. او زنی در خور احترام و بانویی نمونه و بیمانند در جهان بشریت بود. عمری كوتاه داشت، ولی از همه ساعات و ایام آن در راه بندگی خدا، و نجات انسانها از قیود و انحرافات استفاده كرد.
اینك مائیم و خاطرات فاطمه (علیهاالسلام)، مائیم و روح جهان و تلاش قرآنی فاطمه (علیهاالسلام) كه برای زنده داشتن آن خاطرات، سالانه هزاران مجلس وعظ سخنرانی برپا میسازیم و به یاد عظمت و بزرگواریهای او احساس غرور میكنیم و جهت رنجها و مصیبتهای وارده بر او اشكها میریزیم و یا او را وسیله گرانقدری در پیشگاه خدا قرار داده و به عرض حاجت مینشینیم.
این تلاشها و برنامهها خوب و ارزندهاند ولی جهتدهنده به سوی مقصود نیستند و نقش سازندگی و تحولانگیزی آنها اندك است. فاطمه علیهاالسلام برای این، تلاش نکرد كه به او احسنت و مرحبا بگوئیم و بدان خاطر به شهادت نرسید كه اشك ما را بدرقه راه كند و یا مجالس عزای او صرفاً برای عزاداری و توبه نیست كه مقصدی فوق آن مطرح است.
بهترین توسل
بهترین توسل برای نجات از مشكلات و همّ و غمّی كه در سر راه ماست توسل به راه و رسم حیات فاطمه علیهاالسلام است. فاطمه علیهاالسلام قافله سالار زنان جهان و مایه افتخار دنیای اسلام است. زندگی او بر اساس ایمان و اعتقاد و باور راستین است. عرضه كننده بهترین ایدهها و سنتهاست و راه او، راه نجات است. و از رمز پیروزیها و انحطاطها در پیروی یا عدم تبعیت از راه و رسم اوست.

راه فاطمه (علیهاالسلام) تنها راه دیروز نبوده و نیست كه راه امروز است و هر روز. و تنها راه. شریعت خاص و آئینی ویژه نیست كه راه فطرت است و بدین سان در همه جای جهان قابل اجرا و عملی است. اگر ما راه فاطمه (علیهاالسلام) را راه اسلام میخوانیم بدان خاطر است كه در باور ما اسلام، آئین فطرت است. تعالیم آن با زمینههای فطری سازگار است و فاطمه (علیهاالسلام) آنچه را كه دارد از عطایای الهی است كه در سایه تطابق خود با اندیشههای اسلامی آن را به دست آورده است.
ذكر یک هشدار بجاست كه گمان نرود نجاتبخشی انسان تنها در سایه گریه بر فاطمه علیهاالسلام حاصل است و یا با گریهی تنها، میتوان آلودگیها را از خود زدود. گریه عاطفی و ناشی از دلسوزیها و به خاطر تصویر مصائب جانكاه و دردهای انسانی ستمدیده نمیتواند گرهی از مشكل بگشاید و عامل نجات گردد كه اگر چنین بود عمر سعد نجات یافته است. زیرا در عصر عاشورا از دیدن مصائب بازماندگان حسین دلش به رقّت آمد و سوخت و قطرات اشك هم نثار كرد.
گریه بر فاطمه علیهاالسلام باید گریه معرفت باشد و گریه ندامت از این كه من گنهكارم چرا كه میتوانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كردهام؛ و گریه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (علیهاالسلام) عقب افتادهام. و در پس این گریه تصمیمگیری بر این امر كه دیگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم. و سختگیری بر خود از طریق عبادتی چون عبادت فاطمه (علیهاالسلام)، که لذت گناه را فراموش كنم و حتی گوشت روئیده از گناه را ذوب نمایم و حال و عملم خلاف آن باشد كه بوده است.

یاد فاطمه علیهاالسلام
فاطمه (علیهاالسلام) را باید همیشه به یاد داشت و یاد او باید یاد عشق در ایمان باشد و یاد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور یاد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصویر آزادگی او به ما درس آزادی میدهد، خاطره حقطلبیش به ما درس وظیفه و جرئت و شهامت میدهد و یا مبارزهاش در ما روح مبارزات حقطلبانه را احیاء میكند.
ما با یاد فاطمه علیهاالسلام و موضعگیریهایش باید این درس را داشته باشیم كه به موضعگیری اندیشه در شرایط گوناگون و متفاوت زندگی دست یابیم و در هر مساله و مشكل از خود سوال كنیم اگر فاطمه (علیهاالسلام) با این مشكل مواجه میشد چه میكرد؟ و هم با مطالعه تاریخ زندگیش از او و از راه و روش او الهام میگیریم و طریق خود را روشن و هموار كرده و به پیش رویم.
او ولیّ خدا بود دارای ایمان و عصمت، علی (علیهالسلام) او را یکی از دو ركن جهان اسلام معرفی كرد كه ركن اول آن شخص پیامبر بود. و آن روز كه فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت علی (علیهالسلام) با تأثر و اندوه فرموده بود این همان ركن دومی بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر) و چنانچه پیامبر اکرم در مورد فاطمه علیهاالسلام فرموده بود: هذا احدالركنین [1] و آدمی برای استواری نیایش، ناگزیر به ستون و ركنی نیاز دارد. هر قدر آن ركن مهمتر و سنگینتر، استحكام بنا و اعتماد ما بدان بیشتر و زیادتر است و این خود نیز اسوهآموزی و الگوپذیری است كه آیات قرآن و روایات، ما را بدان توصیه میكنند.
درس آموزی از فاطمه علیهاالسلام
برای فاطمه علیهاالسلام رمز و رازی الهی و مقصدی لاهوتی، معرفی كردهاند و در خور اسوه بودن برای بشریت. اسناد و روایات ما نشان میدهند او ولی خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قیود بشر ساخته، دارای تقوائی بینظیر و ادبی كم نظیرتر در دنیای زنان. دارای رقّت قلب، ایمان آمیخته با اركان وجودی، صبر و مقاومت در امور، حلم و متانت در كارها، علوّ روح، دارای سرعت در ادراك و تعقل جهتدار كه به سوی بینهایت است، دارای شجاعت گرفته از ایمان، تنها و تنها در جهان بشریت و نمونه عالی حبّ خدا و اسوه در پرستش و نیایش، شرافت و جدال و برگزیده خدا و ... .

و بدین سان همه عملكردها، مواضع، حالات و حركاتش درس است. زندگی او خود یك راه است و راه اسلام، مسلمانی و راه فطرت با درسآموزی از فاطمه علیهاالسلام است كه میتوانیم دریابیم راه خدا چیست؟ راه ایمان و تقوا كدام است؟ راه حقطلبی و مبارزه و تلاش در راه هدف الهی كدام است؟.
فاطمه علیهاالسلام به زنان ما درس میدهد، درس زندگی، درس جهاد و مبارزه، درس مرزداری ایدئولوژی و درس حضور اجتماعی در عین رعایت موازین شرعی و او آموزگار مسلم راهی است كه بشریت از ابتدای پیدایش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طی طریق در آن مسیر بوده است.
عبرتآموزی از تاریخ
ما در مطالعه حیات فاطمه علیهاالسلام درسهائی میآموزیم كه از یك سو درس عبرتاند و از سوی دیگر در خور ثبت در تاریخ برای راهآموزی ما. و در ضمن این مطالعه با كسانی آشنا شدیم كه برای دستیابی به رتبه و مقام ظاهر و بزرگ و جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را نادیده گرفته و خواستند از این راه به نوائی برسند ولی خدای آن را برای همیشهشان پذیرا نشد.
برخی شكوه فاطمه علیهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر نانی، به دریوزگی درآمدن و به خاطر مقامی، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگی خود، و حتی شرافت خویش را فروختند و مجری فرمان خائنان شدند كه در سایه آن فاطمه علیهاالسلام مجروح و زخمی به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنیا رفت.

ولی امروز نه آن دونانصفت حضور دارند و نه فاطمه علیهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتی از این بالاتر كه میبینیم ظالمان با خرید آن همه ننگها طرفی نیستند و ظلم و تجاوز و غصبشان برای آنها آبروئی نساخت و راه و روش شرم انگیزشان راهی و وسیلهای برای سعادتشان فراهم نكرد.
آنان كه در آن روز جز به خود و نیت پست خود نمیاندیشیدند اینك در كجایند و فاطمه علیهاالسلام در كجاست؟
آنها كه در زیر پوششهای تبلیغاتی خود خواستند نور خدا را خاموش كنند آیا به هدف خود رسیدند؟ آیا آنها عزت دارند یا فاطمه علیهاالسلام؟ دیدید كه اشك مظلوم چهها كرد؟ و قطرات سرشك صاف و روان چگونه ریشه آنها را قطع کرد؟
فاطمه علیهاالسلام جان داد ولی آبرومندانه، زندگی كرد ولی مدبرانه، مبارزه كرد ولی اندیشمندانه، تسلیم نشد حتی در بستر مرگ، رای خود را عوض نكرد حتی به بهای جان، دست از دفاع از مقام ولایت علی (علیهالسلام) برنداشت حتی به بهای سقط فرزند، و از دامن علی (علیهالسلام) دست نكشید مگر به ضربه تازیانه، و وقتی که بیهوش شد. و اینها همه درس است برای آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را در دل دارد.
فاطمه علیهاالسلام محور درسها
او محور درسهاست و در حیات شخصی، در عبادت و نیایش در كار و تلاش، در احساس تعهد و در انجام مسؤلیت، در تكلیف نسبت به خود و خدا و جامعه در هدفداری و در برنامهریزی، در اعمال روش معین در امور، در نظارت اجتماعی، در امر به معروف و نهی از منكر و در مبارزه و حقطلبی.
او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمی با همسر در تعقیب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظیفه هدایت برای زنان، درس كمككاری برای مردم، درس زیر بازوگیری، درس بیان حق، درس از خود گذشتگی و ایثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچمافرازی و گاهی پرچم ساختن مظلومیت، حتی پنهان کردن جنازه و قبر خود برای هشیار كردن.

- او دختری برای پدر است در احترام پدر، رعایت حال او، دفاع از او، مهرورزی به پدر، رعایت شئون او.
- او همسری است برای شوهر، همشأن او، كفو او، دوستی با شوهر، همرزمی با او، همگامی با او.
- او مادری است برای فرزندان، مادری متعهد، درسآموز، مهربان، صمیمی و همراه، القاء كننده ایمان و اخلاق.
- او عضوی است برای جامعه، خود اهل احسان و خیر، اهل هدایت و ارشاد، تمام كننده حجت.
- و او الگوی مكتب محمد (صلیاللهعلیهوآله) است.
مرزهای درس آموزی
برای آن كس که طالب راه فاطمه علیهاالسلام و در مسیر سعادت آموزی است، مرزهای مطالعه و تحقیق در حیاتش از این دیدها و جنبهها میتوانند مفید باشند.
1- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خود: تلاش او در خداشناسی، خودسازی، پرورش ابعاد وجودی، حیات شخصی، رشد خود و ... .
2- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خدای خود در شناخت او از خدا در عبادت، اطاعت، تسلیم، استمداد، توكل، هدف و خشیت از خدا، امیدواریها ...
3- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با انسانها: پدر، مادر، اعضای خانواده، همسر، فرزندان، خادمان، دوست، دشمن، مؤمن، كافر، مشرك، منافق و ... .
4- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با دنیا: دنیا، ارزش آن، تلقی از آن، وظیفهاش در جهان، موضعگیریها، نگرشها ... .
5- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با پدیدههای این جهان: از نعمتها، آب و خاك، حیوان، حق، باطل و عوامل و موانع رشد، پدیدههای مرئی و نامرئی ... .
6- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با واقعیتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فقر و غنا و دیگر جنبههائی كه از آن میزایند.
و در سایه این مطالعه و تحقیق راهها روشن میشوند. و آنگاه عزم و ارادهای نیرومند لازم است تا حیات خود را بر پایه این شناختها استوار سازد. قدم در جای قدم او بگذارد خوشبختی و بدبختی را بر اساس این چارچوبها تنظیم نماید.

فاطمه علیهاالسلام؛ سندیت حق
فاطمه علیهاالسلام سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامی در برابر غیر آن است. او سندی است برای معرفی زن و ارزش او و رشد او، و كمال او، و نمونهای از یك همسر ایدهآل، مادر ارزنده و عضوی برای جامعه، هادی زنان، الگوی نیایش، اسوه پوشش... .
و هم او سند مظلومیت است، سند حقطلبی است. كبودی بدنش خط روشنی بر سیه روزی خصم است و ورم بازویش نشانه بدستیزی دشمن برای كوتاه كردن دست او از دامن حق و این خود یك سند است. اثر ضربههای تازیانه بر بدن، خطوط كبودی در آن پدید آوردند كه هر كدام خطوط روشنی است بر بی منطقی دشمن.
فاطمه علیهاالسلام امروز در میان ما نیست ولی خاطره نالههای دردمندانهاش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر میآمد هنوز در گوشها طنینانداز است. و شهادت مظلومانهاش حاكی از مقاومت و خطابه جانانهاش پرچمی افروخته بر قلب تاریخ برای اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعی ناامنی پدید آمده از غاصبان حق.
سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و پدرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و همسرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و فرزندان و ذریهاش.
پینوشت:
1- ذخائر العقبی، ص 56.
منبع:
کتاب در مكتب فاطمه علیهاالسلام، دكتر علی قائمی، فصل 28.
امام خميني که بود و چه کرد؟
«باري خميني عزيز ما را کيست که نشناسد و کيست که به شايستگي بشناسد، الفاظ مرا تحمل آن نيست که آن حقيقت فاخر و آن گوهر نفيس را در خود بگنجاند.» (رهبر معظم انقلاب اسلامي 23/4/68)

به نظر ميرسد: «دستکم دو قرن لازم است تا [امام و] تاثيري که ايشان در جامعه بشريت گذاشته دقيقا ارزشيابي شود.» 1
در عين حال از آنجا که تحليل و کشف رموز شخصيت الهي امام رهگشاي حيات با عزت همه مومنان و آزادي خواهان جهان است:
«همه بايد سعي کنند شخصيت امام خميني را با همان ابعاد عظيم به درستي شناسايي کنند.» 2
در تحليل شخصيت امام خميني با نگاهي عميق به روح ملکوتي و افکار بلند و ويژگيهاي منحصر به فرد روحي و معنوي ايشان و آثار و برکات فراوان حيات طيبه ايشان بايد گفت:
«صداي امام خميني براي مردم ايران حکم صداي خدا را داشت» 3 در نظر ميليونها انسان موحد: «او دست خدا بر روي زمين» 4 و «هديه آسماني و ملکوتي براي خاکيان بود.» 5
سلوک معنوي و افکار متعالي وتقيد بيچون و چراي ايشان به دستورهاي شرع انور و تعاليم اهلبيت عصمت و طهارت عليهالسلام هر مسلمان منصفي را بر اين باور استوار ميساخت که: «گويي شخصيتي از شخصيتهاي آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنةالکبري) با معجزهاي به دنيا بازگشته تا پس از پيروزي امويان و به خون غلتيدن شهيدان اهلبيت عليهالسلام سپاه علي عليهالسلام را رهبري کند.»6
«نداي امام خميني از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از ژرفاي روح اين ملت برميخاست؛ مردمي که در طول چهارده قرن حماسه محمد صليالله عليه وآله وسلم، زهرا سلامالله عليها، حسين عليهالسلام، زينب سلام الله عليها، سلمان، ابوذر و صدها هزار زن و مرد ديگر را شنيده بودند و اين حماسهها با روحشان عجين شده بود، بار ديگر همان نداي آشنا را از حلقوم اين مرد شنيدند و علي عليهالسلام و حسين عليهالسلام را در چهره او ديدند...
مردمي که سالها اين آرزو را که در زمره ياران امام حسين عليهالسلام باشند در سر ميپروراندند ... به ناگاه خود را در صحنهاي اين چنين مشاهده کردند، گويا حسين عليهالسلام را به عينه ميديدند... کربلا و حنين، بدر، احد، تبوک و خيبر... را ميديدند.» 7
گرچه «امام خميني تجلي منحصر به فرد مبارزه طلبي اسلام در قبال استيلاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي غرب بود» 8 اما «پيام امام قدسسره در ميان مسلمانان نه فقط شيعيان (بلکه) در همه منطقه و جهان طنين افکند.» 9
شخصيت الهي و پيامهاي معنوي حضرت امام قدسسره بسياري از پيروان ساير اديان و مذاهب را به شدت تحت تاثير خود قرار داد تا آنجا که در نظر برخي از تحليلگران و متفکران مسيحي «او مسيح معاصر بود و دقيقا اشعه صلابت و سازش ناپذيري عيسي بن مريم- علي نبينا وآله و عليه السلام- بود» 10. و برخي ديگر از مسيحيان سخن از «تاثيرپذيري شديد از مقام و عظمت و تحمل و بردباري شکوهمند امام خميني قدسسرهو درک احساس عطيه و موهبت الهي در اولين ديدار با ايشان» به ميان آوردهاند 11.

«امام رهبر منحصر به فردي بود 12» که در اوج ناباوري تحليل گران بينالمللي «در حالي که دستاندرکاران و نظريهپردازان توسعه سياسي در غرب در دهههاي 1960 و 1970 بهطور کلي به تحولات سياسي و ديني در ايران و ساير کشورهاي بياعتنا بودند» 13 «با عقايد مذهبي که غرب آنها را کهنه و قرون و سطايي ميدانست جهان را تکان داد» 14 و «شرق و غرب را لرزانيد و ميراثي بر جاي گذاشت که هنوز زنده و فعال است»15. وي «توانست اثر بزرگي در تاريخ جهان بر جاي بگذارد» 16 و بيترديد «جهانيان همچنان تحت تاثير انقلاب معنوي او قرار دارند» 17.
رهبر کبير انقلاب اسلامي که از صبر و استقامت محمدي صليالله عليه واله وسلم، زهد و عدالت علوي و تدبير حسني عليهالسلام و توکل و شجاعت حسيني عليهالسلام درسها فرا گرفته و توشهها به همراه داشت با تاييدات و عنايات خاصه حضرت وليعصر- ارواحنا فداه- 18:
«در نزديک شدن انسان به خدا فصل جديدي را گشود و با حمايت مردم انقلاب اسلامي را که نقطه عطف مهمي در تاريخ قرن بيستم است، به سرانجام پيروزمندانهاي رساند.» 19
«امام مفهوم فرهنگ فرمانبري جامعه را تغيير داد، ديوار ترس را شکست و مردم را به سوي چشمه پاک فطرت الهي هدايت کرد... او جهانبيني مذهبي را احيا و نور ايمان را روشن کرد و بزرگترين حماسه عظيم فداکاري عصر ما را به وجود آورد.» 20

تاثيرگذاري امام عجلالله تعالي فرجه الشريف و انقلاب اسلامي بر حيات معنوي انسان معاصر آنچنان عميق و گسترده ارزيابي ميگردد که ميتوان گفت: «انقلاب امام خميني حتي سير تطوري21 انسان را تغيير داد» 22.
حضرت امام قدسسره بسان آيينه شفافي بود که به بهترين وجه ممکن انوار خورشيد تابان پيامبر گرامي اسلامي صليالله عليه و اله وسلم و اوصياي طاهرين ايشان علهيم السلام را بر بشريت تشنه معنويت قرن بيستم منعکس نمود.
«او هم چون گلولهاي بود که از صدر اسلام شليک شده و بر قلب قرن بيستم نشسته بود» 23. «ايشان از گذشته آمده بود و در حال زندگي ميکرد ولي بيانگر و نمايانگر آينده بود»24. «وي از جمله افرادي بود که خداوند سبحان علمي نافع و عقلي و جلوتر از زمان به وي اعطا کرده بود» 25 و به بيان ديگر «او فراتر از زمان ميانديشيد و در بعد مکان نميگنجيد» 26در واقع بايد گفت:
امام خميني قدسسره مبشر عصر جديدي در ادوار زندگي بشريتاند که «به نظر ميرسد در اين مرحله براي روحيه آشفته بشريت بيش از هر چيز به معنويت مورد نياز خواهد بود.»27
به برکت حضرت امام خميني قدسسره و انقلاب آسماني و پيامهاي قدسي او بار ديگر شکوفههاي خداجويي و دينگرايي در بستر خشکيده جهان معاصر جوانه زد و نغمه ايمانگرايي و توحيد و خداپرستي در سراسر جهانطنينانداز گرديد: (مثلهم في التورية و مثلهم في الانجيل کزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الکفار) 28
پي نوشت:
1- حضرت آية الله مصباح يزدي در مصاحبه پرفسور لنسل با ايشان، مجله معرفت، شماره 31، ص 20.
(اما) به عقيد من: براي شناسايي شخصيت تاريخي امام بايد درس ويژهاي ارائه داد، زيرا اين چنين دروسي با طبقهبنديهاي نظري و عملي خود قادر به تبيين رهبري چند بعدي بنيانگذار جمهوري اسلامي و جايگاه او در تاريخ نيستند و زندگي قريب به يک قرن امام و تحولات جهاني بر آمده از او، فراتر از آن است که بتوان ايشان را در رديف ديگران تحليل کرد. امام تنها رهبر ديني يک انقلاب عظيم در هزاره اخير بوده و اين در تاريخ بشريت بيسابقه است.
پرفسور حميد مولانا، روزنامه کيهان، ستون چشمانداز، به مناسبت يکصدمين سالگرد ولادت امام 8/7/78.
2- مقام معظم رهبري، سخنراني به مناسبت عيد 78 (مصادف با يکصدمين سالگرد امام – رضوانالله تعالي عليه-.
3- شبکه تلويزيوني ايتاليا در گزارش ويژهاي به مناسبت ارتحال امام قدسسره (روزنامه اطلاعات 11/4/68).
4- کشيش يوناني موستاکيس، نشريه Zavaira ، چاپ مسکو (کيهان هوايي 25/8/73).
5- محمد حسنين هيکل، نويسنده و روزنامه نگار معروف جهان غرب، (روزنامه مصري الاهرام. 17/3/68).
6- محمد حسنين هيکل، مدافع آية الله، ص 8.
7- استاد شهيد آية الله مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، ص 119.
8- کليم صديقي، رئيس وقت پارلمان مسلمانان انگليس، نهضتهاي اسلامي و انقلاب اسلامي ايران، ترجمه سيدهادي خسروشاهي، ص 193.
9- نشريه پروفيل، چاپ اتريش، ژوئن 1985؛ نشريه اميد انقلاب، ش 222.
10- رابين وود زورث. زيباترين تجربه من، ترجمه خديجه مصطفوي، ص 38.
11- اوربانا فالاچي، خبرنگار معروف ايتاليايي، روزنامه جمهوري اسلامي 29/7/58.
12- نلسون ماندلا، رهبر شهير مبارزه با آپارتايد و نژادپرستي در آفريقاي جنوبي، ماهنامه اسلام و غرب، سال سوم، بهمن و اسفند 78.
13- نمونه بارز آن کتاب ايران: توسعه سياسي در جامعه در حال تغيير نوشته لئونارد بانيدر استاد دانشگاه شيکاگو و يکي از کارشناسان ارشد ايرانشناسي است که چند ماه قبل از قيام پانزده خرداد در مقارن با حمله ماموران انتظامي رژيم پهلوي به مدرسه فيضيه در آمريکا منتشر شد. بانيدر يکي از موسسان اصلي پروژه مطالعات سياست تطبيقي و توسعه در آمريکا، فصل اول کتاب خود را تت عنوان «انقلاب چيست؟» با گفتار احمد کسروي آغاز ميکند و با استناد به نوشتههاي او از امکان يک انقلابي که نظام شاهنشاهي را سرنگون کند و سنت سياسي را ايجاد گرداند اظهار ياس ميکند.
در تمام 362صفحه اين کتاب که در دهه 1960 به عنوان معتبرترين منبع اطلاعات درباره ايران و توسعه سياسي» در بين نسل آينده و جديد کارشناسان و پژوهشگران و توسعه به کار برده ميشد. اشارهاي به مبارزات امام خميني نيست. ولي در سراسر کتاب روي اين نکته تاکيد ميشود که منابع مشروعيت نظام سياسي در ايران سلطنت مالکيت، ناسيوناليسم (يا مليگرايي)، مذهب، و مشروطه، هستند ... .: (پرفسور حميد مولانا، کيهان، ستون چشمانداز، 13/3/78).
14- پرفسور ويليام پيمان، از دانشگاه براون آمريکا، نشريه Zavaira، چاپ مشکو، کيهان هواي، 25/8/73.
15- محمد العاصي امام جماعت سابق مسجد واشنگتن، روزنامه جمهوري اسلامي، 5/5/71.
16- ميخاييل گورباچف، رئيسجمهوري اسبق اتحاد جماهير شوروي (در مصاحبه با واحد مرکزي خبر، روزنامه جمهورياسلامي، 15/3/78.
17- آنتونيومدرانو، نويسنده اسپانيايي، در مصاحبه با راديو اسپانيايي برونمرزي جمهوري اسلامي، راديو معارف، 28/11/78.
18- «بنده با بزرگان زيادي در نجف نشست و برخاست داشتم، همه آنها ممترف بودند که در طول تاريخ تشيع که ما به ياد داريم سابقه نداشته بزرگي از بزرگان شيعه (بمانند امام- رضوانالله عليه -) تمام طول سال را هر شب يا هر روز به حرم مشرف بشود در حالي که حساب يک سال نبود، حالتي نيست که بدون برخوردار بودن از معنويات فوقالعاده ... و بهرهمند بودن از توجهات خاص در انسان پيدا بشود». آزاده قهرمان حجت الاسلام والسلمين سيد علي اکبر ابوترابي قدسسره، روزنامه رسالت، ويژهنامه مهر دهر، خرداد 81.
19- لنسر (پرفسور اتريشي) نشريه Zavaira، چاپ مسکو، کيهان هوايي، 25/8/73.
20- والنتين پروساکوف، انديشمند و نويسنده رومي، نشريه صبح صادق، ويژهنامه حجة موجه 13/3/81.
21- تطور: سير تکاملي، تکامل تدريجي، «فرهنگ بزرگ جامع نوين (ترجمه المنجد)، ج2، ص 1187».
22- لنسر (پرفسور اتريشي) نشريه Zavaira، چاپ مسکو، کيهان هوايي، 25/8/73.
23- محمد حسنين هيکل، مدافع آية الله، ص8.
24- احمد هوير محقق و متفرک سوييسي، فصلنامه حضور، ش 29، پاييز 79.
25- شيخ محمد طنطاوي (مفتي اعظم الازهر مصر) در مصاحبه با راديو خبر، روزنامه رسالت، 4/11/81.
26- ميخاييل گورياچف، رئيس جمهوري وقت اتحاد جماهير شوروي سابق، در مصاحبه با واحد مرکزي خبر، روزنامه جمهوري اسلامي، 15/3/78.
27- والنتين پروساکوف، انديشور و نويسنده روسي، نشريه Zavaira، چاپ مسکو، کيهان هوايي، 25/8/73.
28- فتح (48) آيه 29: مثل ياران رسول خدا در تورات و انجيل مانند زراعتي است که برون دهند بوتههاي خود را پس استوار کند، تا سطبر گردد و بر پايههاي خويشايند؛ (آن چنان که شگفتآورد کشاورز را، تا به خشم آورد به وسيله ايشان کفار را.
منبع: برگرفته از کتاب عصر امام خميني - مير احمد رضا حاجتي
قابل توجه مديران محترم مدارس راهنمايي
به منظور پيش بيني :
1-تعداد كلاس و دانش آموز ( بر اساس آمار دانش آموزان قبولي خرداد و شهريور و ورودي از مدارس همجوارو …….)
2-تنظيم اوليه سازمان عملي ( شناسايي نيروهاي موظف – متقاضي جابجايي- انتقال از منطقه – نيروهاي داراي تقليل كاري – نيروهاي فاقد كارآيي و …..)
مقتضي است مديران محترم با به همراه داشتن آمار دقيق و سازمان سال تحصيلي جاري و مهر مدرسه برابر جدول زير به کار شناسی آموزش راهنمايي اين مدیریت مراجعه نمايند.
|
مدارس |
تاريخ مراجعه |
|
مجموعه مدارس (دهشاد-اسكمان-رزكان-دينارآباد) |
1/4/87 |
|
مجموعه مدارس (سعيد آباد دهمويز رضي آباد بالاو پايين خادم آباد ،نصير آباد بابا سلمان |
2/4/87 |
|
مجموعه مدارس (شهرك انديشه فاز 1و3و4و5 )شهرك كاروان (وائين ) |
3/4/87 |
|
مجموعه مدارس (مركز شهر - كهنز - محمد آباد-اسدآباد) |
4/4/87 |
|
مجموعه مدارس (اميريه(بردآباد)- كرد امير - يبارك- كرد زار -بكه - حصارساتي- جوقين -وحيديه - حصار زيرك -يوسف آباد- اصيل آباد) |
5/4/87 |
|
مجموعه مدارس شاهد شهر - صبا شهر - فردوسيه |
6/4/87 |
|
|
|
کار شناسی آموزش راهنما یی
|
| |||
فرار از مدرسه نويسنده : زهرا احمد پناه طبق تعريف فرار از مدرسه يعني کودک به قصد مدرسه رفتن از منزل خارج مي شود ولي به جاهاي ديگري غير از مدرسه مي رود يا پس از ورود و گاهي پس از ماندن مختصري در مدرسه بدون هماهنگي با معلمان از آن جا بيرون مي رود. بسياري از کودکان فراري از مدرسه احتمالا متعلق به خانواده هاي از هم گسيخته يا داراي والدين و خواهر و برادران بزهکار هستند. عده اي هم بر اثر تغيير مکرر مدرسه يا رد شدن از مدرسه بيزار مي شوند. اين مشکل اخير که در پسران بيش از دختران مشاهده مي شود گاهي نشانه اي است از وجود اشکال در برنامه هاي مدرسه و گاهي علا مت ناسازگاري کودک است. لذا درمان آن مستلزم اقدام در هر دو زمينه مذکور است. اما هراس از مدرسه با گريز از آن تفاوت دارد. مدرسه گريزان معمولا به تناوب از مدرسه غايب مي شوند و پدر و مادرشان از موضوع اطلا عي ندارند در حالي که در هراس از مدرسه کودک معمولا به طور پيوسته و طي دوره هاي طولا ني به مدرسه نمي رود و والدين از نرفتن به مدرسه و ماندن او در خانه آگاهي دارند. مدرسه گريزان بر عکس کودکاني که از مدرسه هراس دارند معمولا شاگرداني تنبل اند که به ساير اختلا ل هاي رفتاري مثل دروغگويي هم دچارند. مطالعات انجام شده نشان مي دهد که هراس از مدرسه در کمتر از يک درصد کودکان مشاهده مي شود. رايج ترين تصوري که درباره هراس از مدرسه وجود دارد اين است که مادر و کودک به گونه اي شديد به يکديگر وابسته اند. وابستگي شديد کودک اين ترس را در او به وجود ميآورد که امکان دارد براي خود يا مادرش اتفاقي روي دهد و لذا ماندن کودک در خانه نيازها و اضطراب هاي هر دو را برطرف مي کند. سعي در کاهش اضطراب جدا شدن از مادر يا اضطراب محيط واقعي مدرسه در راس فعاليت هاي درماني اين اختلا ل است.
نقش مدرسه در تکوين شخصيت
کودکان و نوجوانان سرمايه هاي جامعه هستند و سلا مت روح و جسم آنها تضمين کننده سلا مت جامعه آينده است. بنابراين مسايل آنان از جمله مسايلي است که بايد به آنها توجه کافي مبذول داشت. لذا توجه جدي به محيط خانواده و مدرسه که نقش به سزايي در تکوين شخصيت دانشآموزان دارند ضرورتي انکارناپذير است. مطلبي که در پي ميآيد خانواده و مدرسه را به عنوان مهم ترين نهاد تاثير گذار در شکل گيري شخصيتي دانشآموزان مورد بررسي قرار مي دهد. با توجه به اينکه اولين محيطي که کودک با آن در ارتباط است خانواده است، لذا محيط خانواده عامل موثر در تکوين و تحول شخصيت کودک است و حکم کانالي را دارد که به وسيله آن، کودک با فرهنگ اجتماع خود مانوس مي شود و عادات و عواطفي را در او ايجاد مي کند که شخصيت او را تحت تاثير قرار مي دهد. به طور کلي طرز تفکر والدين با ساير اعضاي خانواده به هر شکلي که باشد کم و بيش در فرزندان آنها تاثير مي گذارد. دکتر کامبيز کامکاري، روانشناس معتقد است: کودکي که در محيط خانوادگي خود پدر و مادر دلسوز و متعهدي ندارد، طبعا احساس عدم تعهد نموده و سعي مي کند خود را حتي المقدور از کانون خانوادگي دور ساخته و هويت گمشده خود را در محيط بيرون از خانه بيابد. پس از خانواده، مدرسه نقش بسيار مهمي در زندگي اجتماعي کودک و نوجوان بر عهده دارد و از عوامل مهم تربيتي و سازنده معيارها و ارزش هاي ذهني و تفکر و راه و روش کودکان و نوجوانان در جامعه به شمار مي رود، زيرا دانشآموز بيشتر اوقات زنده و فعال خود را در مدرسه مي گذراند و حال اگر مدرسه نتواند به وظايف تربيتي و پرورشي خود عمل کند يکي از عوامل انحراف و بزهکاري محسوب مي گردد. تجارب طفل در مدرسه همراه با تجارب او در محيط خانوادگي شکل دهنده شخصيت و منش کودک است. امروزه مساله بزهکاري اطفال و نوجوانان به صورت يکي از حادترين و پيچيده ترين مسائل اجتماعي جوامع مختلف انساني درآمده است; هر چند وقوع جرائم، پديده اي نوظهور در اجتماع بشري تلقي نمي شود. پيدايش جوامع و ارتکاب جرم با يکديگر قرين و همزاد بوده اند، اما از آغاز پيدايش جوامع تا به شايد هيچ گاه آدمي تا بدين حد با معضلي به نام «بزهکاري» در جامعه خويش مواجه نبوده است و هنگامي که اين معضل در ميان اطفال و نوجوانان امروز که سازندگان اجتماع فردا هستند ريشه مي دواند موجب نگراني بيشتر مي شود. لذا اين مشکل توجه و حساسيت بيشتري را براي يافتن راه حل هاي مناسب مي طلبد. اين روانشناس مي گويد: از آن جا که همواره، پيشگيري مقدم بر درمان است بايد ابتدا به بررسي و شناسايي علل بزهکاري پرداخت. سپس آنها را ريشه کن ساخت. نکته ديگري که به صورت خاص با جامعه ما مربوط است ساختار جمعيت کشور است. کشور ما از نظر ساختار جمعيتي، دومين کشور جوان جهان مي باشد. صرف جوان بودن با وقوع جرم و بزه مرتبط است که آن را به عواملي مانند فقدان تجربه، هيجان خواهي و عدم رشد ذهني کافي جوان نسبت مي دهد. به عقيده جامعه شناسان، انسان از هنگام تولد در شبکه اي از روابط متقابل اجتماعي قرار مي گيرد و از ميان کنش هاي متقابلي که با ديگران دارد، ميراث جامعه را به خود جذب کرده، هياتي اجتماعي مي يابد و در تمامي حيات خود در اين شبکه روابط متقابل، به فراخور دگرگوني اين روابط دگرگون مي شود و همواره از جامعه سرمشق مي گيرد. بدون تاثير محيط بيروني تامين نيازهاي مادي و معنوي براي انسان امکان پذير نيست. شخصيت انسان امري ثابت و مادرزاد نيست و شکل گيري آن ناشي از نقش هايي است که جامعه در برابر فرد ايفا مي کند و نقش هايي که برعهده وي مي گذارد. علل و بزهکاري نوجوانان و جوانان دکتر کامکاري در خصوص تقسيم بندي علل و عوامل بزهکاري مي گويد: علل بزهکاري شامل دو گروه است: - عوامل بزه زاي شخص (فردي) شامل: علل هايي غيرارثي و اختلا لا ت رواني و علل اجتماعي بزهکاري که شامل شرايط خانوادگي، محيط آموزشي، نقش همسالا ن و وضعيت اقتصادي - اجتماعي مي شود. شرايط خانوادگي نظير: از هم گسيختگي، اعتياد، سابقه محکوميت و تعدد زوجات. انواع جرائم ارتکابي نوجوانان و جوانان را به 3 گروه بدين شرح تقسيم مي کند: الف - جرائم بر ضد اشخاص همانند اعمال منافي عفت، ايراد ضرب و جرح عمدي يا غيرعمدي. ب - جرائم بر ضد اموال: ميزان و نوع آن در هر اجتماع نسبت به اجتماع ديگر متفاوت است. به طور کلي تعداد سرقت کودکان و نوجوانان نسبت به ساير جوامع اطفال به اندازه اي زياد است که مي توان حتي مبحث جرايم کودکان و نوجوانان را به سرقت هاي ارتکابي آنان اختصاص داد. ج - جرائم بر ضد نظم عمومي جامعه: هر اجتماعي طبق آداب، سنن، رسوم، معتقدات اخلا قي و ديني، وضع اجتماعي، اقتصادي و سياسي داراي اصول و قواعدي است و اگر فردي از افراد جامعه، اصول و قواعد مزبور را رعايت نکند و بخواهد نظم عمومي جامعه را مختل نمايد مجرم محسوب مي شود و تحت تعقيب و مجازات قرار مي گيرد. از جمله اين اعمال عبارتند از: اعتياد به موادمخدر و توزيع آن، ولگردي، گدايي و جرايم منکراتي تحقيقات نشان مي دهد که بين شکست تحصيلي، فرار از منزل و مدرسه مددجويان و ميزان آسيب هاي اجتماعي رابطه معناداري وجود دارد و دانش آموزاني که در يکي از مقاطع تحصيلي با شکست مواجه شدند شانس آنها براي موفقيت هاي بعدي زندگي کاهش مي يابد و معمولا افراد شکست خورده و ناکام شده مدرسه به افراد بيکار و باطل جامعه مبدل مي شوند و درصد احتمال روي آوردن اين افراد به بزه زياد است. روان شناسان به 19 عامل خطرزاي رفتارهاي مسئله ساز اشاره کرده اند از جمله: رفتار سو»مصرف مواد، بزهکاري، بارداري طي دوره نوجواني، ترک تحصيل، شکست تحصيلي در دوره دبستان و راهنمايي، فقدان تعهد نسبت به مدرسه، بدرفتاري در مدرسه، فرار از مدرسه، جابه جايي مدرسه که دانش آموز به دليل عدم تطابق خود با محيط جديد به سمت انجام بزه کشيده مي شود، تنبيه نمودن که 95 درصد مي توان قضاوت کرد که کساني که در معرض تنبيه قرار مي گيرند زودتر به طرف رفتارهاي خطرآفرين سوق داده مي شوند. عدم وجود رابطه و برخوردهاي شکننده و شکست زا، کودک را به سمت سقوط سوق مي دهد و اين سقوط مترادف است با بزهکاري. در ارتباط با عامل از هم گسيختگي خانواده مي توان گفت که نوجواناني که با يک والد حمايت کننده زندگي مي کنند در مقايسه با کودکاني که با هر دو والد که دائما با هم در نزاع هستند زندگي مي کنند از آرامش بيشتري برخوردار هستند. اين نوجوانان کمتر به طرف بزهکاري مي روند. بنابراين مي توان به عوامل همچون تنش خانواده، شرايط اقتصادي - اجتماعي، روابط معيوب عاطفي، طرد و عدم پذيرش به عنوان زمينه سازهاي بزهکاري اشاره نمود.
پيشنهادات
تثبيت يک برنامه ايمن براي آموزش مهارت ها به دانش آموزان، القا و آماده کردن زمينه مناسب براي آموزش خلا ق، تثبيت برنامه هاي کارآموزي و آموزش حرفه اي بر اساس علا يق و استعدادها، ايجاد و تقويت روش هاي يادگيري مشارکتي، آموزش به والدين جهت جلب اعتماد نوجوان، افزايش احساس تعلق بين مدرسه و خانواده از راهکارهايي به شمار مي روند که در صورت به کارگيري آنها مي توان از بروز بسياري از آسيب هاي اجتماعي جلوگيري کرد و زمينه هاي رشد و ارتقاي تربيتي فرزندان را فراهم کرد.
ترس از مدرسه
با شروع فصل بازگشايي مدارس بسياري از مادراني که فرزندان شان براي اولين بار به مدرسه مي روند با مساله وجود ترس از مدرسه در کودکان شان مواجه هستند. اگرچه ترس از مدرسه ممکن است در کودکان دوره هاي مختلف تحصيلي وجود داشته باشد ولي کودکان کلا س اول نوع ترس شان با کودکان دوره هاي ديگر متفاوت است. بعضي از آنان تقريبا دچار اختلا ل اضطراب جدايي از والدين به خصوص مادرشان هستند. اختلا ل اضطراب جدايي در هر سني در کودکان ممکن است وجود داشته باشد ولي کودکان در سنين مدرسه بيشتر آن را تجربه مي کنند. همه کودکان کم و بيش نسبت به والدين خود وابستگي عاطفي پيدا مي کنند و اين وابستگي در حد تعادل هيچ گونه مشکلي را نه براي والدين و نه براي کودک به وجود نمي آورد ولي بيشتر مادرها و به خصوص مادراني که بيش از حد کودک را به خود وابسته کرده و مراقب رفتار و حرکات او هستند از کودک خود شخصيتي منفعل مي سازند که حتي قادر نيست زماني کوتاه دوري از مادر را تحمل کند. معمولا مادران کودکاني که دچار اضطراب جدايي هستند داراي ويژگي هايي مثل افراطي بودن، مضطرب بودن، بيش از حد اندازه حمايت کننده، مردد، غيرمنطقي، حساس و عاطفي را دارند و اين اضطراب خود را با بيان افکار منفي و استرس زا به بچه ها منتقل مي کنند. آنها افرادي وسواسي، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالا خود يا يکي از اطرافيان شان در کودکي دچار همين مشکل بوده اند. ترس يا امتناع از رفتن به مدرسه بيش از آن که علت شخصيتي و عاطفي داشته باشد، ناشي از يادگيري است. مادر يا پدري که در ارتباط خود با کودکان مفاهيم و نکته هاي منفي از محرک ها و مکان هايي مثل مدرسه يا درس خواندن مي دهند وقتي تجربه هاي منفي توام با وحشت و ترس و اضطراب خود را از دوران تحصيل و مدرسه، تنبيه و توبيخ ها به بچه ها انتقال مي دهند و از آنها مي خواهند که مواظب رفتارهايشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنها مي کارند. البته وابستگي بيش از حد به پدر و مادر و ترس از جدا شدن از آنها براي رفتن به مدرسه ممکن است علل ديگري هم داشته باشد. والديني که يکي از کودکان خود را در نتيجه بيماري يا عوامل ديگراز دست مي دهند، حساسيت خود را در مراقبت و نگهداري از کودکان ديگر بيشتر مي کنند و همين باعث مي شود که کودکان ناخودآگاه اضطراب ناشي از جدايي از پدر و مادر را تجربه کنند. اين ترس غيرمنطقي از جدايي و رفتن به مدرسه در هر سني و در بين دختران و پسران ديده مي شود و در بين خانواده هايي که کودکان با فاصله هاي زياد از يکديگر متولد مي شوند، بيشتر است. شدت اين اضطراب تا اندازه اي است که کودکان در هنگام مدرسه رفتن مشکلا ت فراواني را براي والدين ايجاد مي کنند. آوردن بهانه هاي مختلف مثل شکايت ناشي از دل درد، سردرد و... از جمله آنهاست. والدين ممکن است اين بهانه ها را جدي گرفته و از رفتن کودک به مدرسه ممانعت کنند و همين باعث مي شود که ترس کودک هر روز بيشتر شود. حال در پاسخ به اين سوال که براي از بين بردن اين اضطراب در کودکان چه بايد کرد، قدم اول به عهده والدين است، پرهيز از وابسته کردن کودک به خود و عدم ايجاد تلقين هاي روحي مضر در کودکان زير شش ساله که ناشي از اضطراب جدا شدن از پدر و مادر است و ايجاد يک روحيه مستقل براي ايجاد آمادگي در کودک در مواجهه با کودکستان و مدرسه و... از اقدامات اوليه اي هستند که بايد توسط والدين اجرا شوند. همچنين والدين نبايد تجارب و بازخوردهاي منفي خود را به کودک انتقال دهند. در سنين ابتدايي از ترساندن بچه ها، ايجاد رعب و وحشت از معلم، تشبيهات (اگر بچه خوبي نباشي به معلمت مي گويم که تو را در کلا س حبس کند) خودداري کنند. خاطرات، يادواره ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود را با معلمان دوره ابتدايي با کودکان در ميان بگذارند، از معلم ها با القاب خوب ياد کنند، پيش از آغاز مدرسه آنها را با مسوولين، معلمان و جو مدرسه آشنا کنند و به هيچ وجه به خاطر ضعف در فهم يا انجام تکاليف، آنها را تنبيه يا توبيخ نکنند. همچنين والدين نبايد بچه ها را در دوران ابتدايي به خود وابسته کنند و براي جلوگيري از انزواطلبي و دوري گزيني سعي کنند از معلمان در منزل استفاده نکنند و آنها را تا مي توانند در محيط هاي آموزشي و حضور در جمع قرار دهند. براي هر چه بيشتر کاهش ترس از مدرسه در کودکان بايد سعي شود در هر مقطع از وجود کارشناسان روانشناسي و مشاوره به طور دائم در مدرسه ابتدايي و راهنمايي استفاده شود. مشاور با ايجاد روابط عاطفي پايدار مي تواند کودکان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده کند و شيوه برخورد با مسائل و مشکلا ت عاطفي و آموزشي را به آنها بياموزد و در آخر اين که ايجاد يک محيط آموزشي سالم و شاد نيز از ديگر عوامل ايجاد اشتياق به مدرسه رفتن در کودکان است.
مدرسه گريزي اصطلا ح مدرسه گريزي پس از اجباري شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن نوزدهم ميلا دي در اروپا رواج يافت. در آن موقع اصطلا ح فرار از مدرسه کليه شکل هاي غيبت بدون اجازه از مدرسه را در بر مي گرفت. در آن موقع اصطلا ح فرار از مدرسه کليه شکل هاي غيبت بدون اجازه از مدرسه را در برمي گرفت. فرار از مدرسه عکس العمل هاي متفاوتي از سوي اوليا و مربيان برانگيخته است که اهميت مطالعه گسترده اين موضوع را دوچندان مي کند. نگراني هايي که اين نوع مشکل به وجود مي آورد پرسش هايي را در ذهن اوليا و مربيان به وجود مي آورد مانند: سرنوشت او چه مي شود؟ آيا يک زندگي را در آينده راه خواهد برد؟ آيا در بزرگسالي به مشکلي برنمي خورد؟ با اين توصيف سوالي را مي توان مطرح کرد که آيا فرار از مدرسه يک فاجعه است؟ در بهترين شرايط مدرسه گريزي مي تواند تبعات جبران ناپذيري را به دنبال داشته باشد. به طوري که برخي از روانشناسان مدرسه گريزي را با خودکشي فردي مقايسه کرده اند. به عبارت ديگر، همانطور که بيمار در معرض خطر خودکشي را بايد بستري کرد، يک کودک مدرسه گريز را نيز بايد به يک مدرسه شبانه روزي يا بازپروري نوجوانان منتقل کرد. چرا کودک از مدرسه مي گريزد؟ جواب اين سوال را با پيگيري مسير رشد و تحول کودک مي توان پيدا کرد. ورود به مدرسه اولين برخورد کودک با اجتماع و درخواست هاي آن است. کودک مدرسه گريز، آينده اجتماعي و شغلي خود را به مخاطره مي اندازد، در نتيجه فرار از مدرسه يک خودکشي اجتماعي است. با ورود کودک به محيط مدرسه، دوگانگي و کشمکشي بين محيط خانوادگي و محيط جديد ايجاد مي شود. اما اين تعارض از کجا ريشه مي گيرد؟ مدرسه براي آموختن مهارت هاي تفکر جديد مثل نوشتن، حساب و... روي شناخت بنيادي کودک از دنياي اطرافش تاثير مي گذارد، در اين حال دامنه اين تاثير تا رشد جسماني وي هم کشيده مي شود. اثر روي رشد جسماني با آموزش هاي حرکتي، زنگ هاي ورزش و رسيدگي به مسائل بهداشتي خودش را نشان مي دهد. کودک در محيط آموزش، خود را بين هم سن وسالا نش مي بيند و براي نخستين بار دست به ترسيم تصويري از خود براساس نگرش هاي گروه همسالا ن مي زند. اين تصوير جديد، از زاويه ديد محيطي، در تعارض با تصوير قبلي محيط خانوادگي قرار مي گيرد. پس مدرسه تکاليف جديدي را روي دوش کودک که ماهيتي رابطه جو دارد مي گذارد. مي توان گفت ورود به مدرسه به خاطر همين تکليف جديد بحران زا است. هرچند نمي توان تفاوت هاي فرهنگي شدن و اجتماعي شدن افراد را از نظر دور داشت ولي هر کودکي با توجه به تمام ملا حظات متحمل فشار رواني مي شود. کيفيت فشار رواني متفاوت تجربه مي شود. انسان موجودي رابطه جو و اهل تجربه کردن است; وقتي مدرسه تکاليفي را فراتر از توان دانش آموز از وي مي خواهد نطفه مدرسه گريزي بسته مي شود. کودک مدرسه گريز را کودکي توصيف مي کنند که داراي هوش پايين تري است، هوش وي براي سازگاري با درخواست هاي محيط آموزشي کافي نيست. در کوتاه ترين تعريف هوش توانايي سازگاري با محيط است. ظرفيت پنهان کودک در برخورد با درخواست هاي محيط جديد آشکار مي شود. رشد اخلا قي کودک در دوره مدرسه داراي جايگاه ويژه اي است. کودک از يک سو با ارزش هاي اخلا قي محيط آموزشي که توسط مدرسه و معلم تدريس مي شود و از سوي ديگر با ارزش هاي اخلا قي گروه همسالا ن دست به گريبان است. اخلا ق به طور معمول ادب را ستايش مي کند ولي گروه همسالا ن جسارت و بي ادبي را شجاعت مي داند. ظرفيت سازش يافتن يا کنار آمدن با موفقيت هاي مختلف و متفاوت لا زمه ميانجيگري اين دو نوع خط مشي اخلا قي است. اگر کودکي نتواند بين اين دو قطب متضاد صلح و سازش ايجاد کند دچار ناکامي خواهد شد. تلا ش کودک در اين سن و سال براي انجام کاري جديد و بکار بستن ابتکار از سوي احساس دروني مقصر بودن و گناهکاري تهديد مي شود. ولي همين کودک از 6-7 سالگي تا آغاز نوجواني روابط عمده اجتماعي اش را در محيط آموزشي گروه همسالا ن سپري مي کند. فقدان احساس کارآمد بودن و مثمرثمر بودن کودک را متزلزل مي کند و بهره وري و کارآمدي فرد را تهديد مي نمايد.
عوامل موثر بر مدرسه گريزي
1- وجود تعارض يا کشمکش درون رواني والدين: يکي از والدين به دليل وجود رگه هاي مرضي در شخصيت نشانه هاي وابستگي کودک را تقويت مي کند. طوري که جدايي از والدين براي کودک سخت شده، در نتيجه از مدرسه مي گريزد. 2- کشمکش درون رواني کودک: مدرسه هراسي و ديگر اختلا لا تي که براي اولين بار در طي کودکي بروز مي کند، مي توانند از عوامل تسريع کننده يا زمينه ساز مدرسه گريزي باشند. مثلا بيش فعالي مي تواند شکست تحصيلي و گريز از مدرسه را به خاطر پاسخ ندادن به توقعات مدرسه، در پي داشته باشد، بنابراين درمان اختلا لا ت زمينه اي بسيار مهم است. 3- کشمکش درون خانواده: روش هاي فرزندپروري سه گونه اند: سهل انگاري، مستبدانه و دموکراتيک که هم ديکتاتوري والدين و هم سهل انگاري را مي توان زمينه ساز دانست. زيرا در هر دو حالت شکلي از فشار رواني روي کودک است. در شکل مستبدانه نهنگي در آکواريومي اسير و در شکل سهل انگارانه ماهي قرمز کوچکي در دريا با تمام خطرها رها مي شود. کودک نياز به حمايت، امنيت و تاييد از سوي والدين رادارد و آزادي بدون مرز او را مضطرب مي کند زيرا او قادر نيست به تنهايي مسير را طي کند. کما اينکه روش مستبدانه هم خلا قيت و اعتماد به نفس کودک را تخريب مي کند. هر دو شکل تربيت مستبدانه و دموکراتيک بيانگر جهل و بي دانشي والدين است و ناتواني آنها را نشان مي دهد. 4- عادي بودن فشار رواني در مراحل انتقالي: در زندگي يک سري مراحل انتقالي وجود دارد که مي توان هم آن را به شکل وسايل عبور (رشد) ديد و هم آنها را منشا يک آسيب دانست. مراحلي چون بلوغ، ازدواج و امثال آن. 5- عدم درک نيازهاي اساسي در خانه يا مدرسه: مي توان گفت مهمترين عامل در مدرسه گريزي است. مدرسه ناکام کننده و خانواده سرکوب کننده از آن جمله است. روابط ديکتاتوري - سهل انگاري در مدرسه و خانه منجر به آسيب هايي در سطح جامعه مي شود. آسيب هايي چون دختران فراري، پسران بزهکار و... که نوجوانان آسيب ديدگان اين نوع برخوردند. زيربناي اين رابطه چه در مدرسه و چه در خانه روابط غيرانساني است. ويرجينا ساتير، خانواده درمانگر شهير، مي نويسد: من در گذشته فکر مي کردم که بمب اتم ما را از بين مي برد اما حالا فکر مي کنم که اگر چيزي بتواند ما را از بين ببرد چيزي جز روابط غيرانساني نيست. خانواده درماني در مورد خانواده هاي دشوار يا آشفته لا زم است. زيرا که مدرسه گريزي محصول مشترک خانواده و اجتماع است، محيط آموزش به شکل اخص، جامعه به طور اعم مدنظر است. اين مساله آنجا بغرنج تر مي شود که پيشينه تحکم گونه نيز دنباله محيط اجتماعي را تشکيل دهد.
| |||
|
| ||||||||||||
| فرهنگيان نيوز " تدبير ". طراحی شده توسط انديشکده اينترنتی | ||||||||||||



